روز ها و شب ها مثل نور می گذرند و من هم یکی از میلیار ها مسافر آن ها هستم، سوار بر قایق زندگی و حرکت به سوی آینده ای که با مرگ خاتمه می یابد. حالم بهتر است، بر خلاف چند هفته گذشته، سعی می کنم که خود را سرگرم نگه دارم، تا سر حد مرگ مشغول.... فکر می کنم که این تنها کاری که می شه کرد. از مبحث اصلی دور افتادم، کجا بودم؟ آهان زندگی، خب زندگی این چند وقت بهتر می گذره، یا شاید خودم خواستم که بهتر بگذره، هر لحظه شاهد تغییرش هستم و همراه با اون، خودم هم تغییر می کنم و.... افکار، رویاها، و حتی درد ها هر روز تغییر می کنند و من هم همراه......