14 مهر

دو هفته از آغاز مهر گذشت، پاییزی که با شروع کار کردن من در شغل معلمی آغاز شد. در ابتدا خیلی دلسرد بودم، از این که زندگی من را در این مسیر قرار داد، از این که دست سرنوشت من را از مسیری که خودم می خواستم دور کرد؛ مسیر تحصیل و ادامه دادن آن در کشور های دیگر. اما خب زندگی یک چیز را خیلی خوب به انسان ها می آموزد و آن این است که خیلی از اتفاقات دست ما نیستند، و این ما نیستیم که خیلی از رخداد ها را انتخاب کنیم، بلکه شاید در چیزی به نام سرنوشت برای ما نوشته شده باشد. امروزه بهتر و بیشتر به آن ایمان دارم، به این که سرنوشت زندگی من را به جلو می برد، البته که من هم دستی در ان دارم ولی باز این سرنوشت است که آدم را به جلو می برد.

به این فکر می کنم که این سختی برای من زندگی بخش است، این ناراحتی از اوضاع و شرایط من را به جلو حرکت می دهد، گویی این میله آهنی که بر روی دوشم قرار دارد به جای نابود کردن من به من زندگی می بخشد، آه که چقدر زندگی می تواند با دیدگاه انسانی متفاوت به نظر برسد. تمام چیزی که از صبح تا شب می خواهیم راحتی و آسودگی است. و این است که در نهایت باعث مرگمان می شود.

چهار روز در هفته را تدریس می کنم، در کنار چهار بعد از ظهر را به ورزش اختصاص می دهم، برنامه ام تغییر کرده است، دوست دارم بیشتر مطالعه کنم اما خب این شبکه های اجتماعی بیشتر وقتم را درگیر خود می کنند، باید خود را بهتر کنترل کنم.

دوست دارم بدانم و بهتر با شرایط کنار بیایم، دوست دارم زندگی کنم و زندگی کردن را بشناسم. اما خب این را می دانم که هنوز که هنوز است چیزی از آن نمی دانم.

زندگی ادامه دارد

مهر، مهر 1403، شروع کار و گذشتن جریان زندگی به نحوی که نمی توان آن را تصور کرد. خستگی را در خود حس می کنم، این احساس سنگینی که بر روی دوشم قرار دارد. زندگی ادامه دارد و باید این تلخی را چشید. دوره دانشگاه به اتمام رسید، دوره درس خواندن، حال وقت کار کردن است برای رسیدن به جایی که باید. یا شاید برای زندگی کردن.

دوست دارم این احساس سنگینی را از خود دور کنم، دوست دارم باز به سرزندگی برگردم اما خب این را درست می دانم که گاهی باید پایین بود، گاهی باید به اعماق این دره ها رفت و مقداری در آن ها نیز زندگی کرد. تنها حقیقتی که برایمان باقی می ماند این است که زمان می گذرد، و در نهایت این روزهای ما هم به پایان خواهد رسید. دوستان، آشنایان و خانواده ما نیز از ما دور خواهند شد، یا به وسیله مرگ...