<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دفترچه یادداشت</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 24 Apr 2026 17:58:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>زندگی سخت</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/261</link>
<description>یک اتاق خالی٬ به دور از هر اتفاق به دور هر سر و صدایی که به نظر می اید باید باشد. یک پسر یا یک مرد یا هر چیزی که اسمش را می خواهی بزاری. یک حس . یک حس تلخ. در انتهای گلویت که به قلبت هم میرسد. هر کاری که می کنی تا از شرش راحت شوی نمیشود. گیر کرده ای. در این مخمصه که اسمش جبر زندگی است٬ اری جبر زندگی کارت را می گیرد٬ زندگی ات را می گیرت٬ احساسات مختلف بر روی دوشت سوار می کند که خودت هم نمی دانی با ان ها چه کنی و در اخر تو می مانی و افکاری که کاری به جایی</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 17:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/261</guid>
</item>
<item>
<title>۲۳ اپریل</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/260</link>
<description>مثل همیشه حالم خوب نیست. مثل همیشه باید به این خزعبلات رسانه ای و این اخبار چرت گوش بدم که روی بند بند زندگیم تاثیر میزاره. مثل همیشه گیر کردیم ایرانی ۵۰ ساله که گیر کرده و الان این جاییم. بخش مهمی از تاریخ جایی که ممکنه همه چیز برگرده و یا نابودی را ببینم به زودی. نابودی ایرانمون را. کارم هم داره به این سمت میره. بالاخره این شتری هست که در خونه هر کسی که کارش با اینترنت بوده قرار میگیره. خیلی ها قبل از من به فنا رفتن و به نظر می آید آینده قراره سراغ من هم</description>
<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 14:03:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/260</guid>
</item>
<item>
<title>سیگار</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/259</link>
<description>این چند وقته خیلی بیشتر از معمول سیگار می کشم، خیلی خیلی بیشتر. حس می کنم چیزی در درونم شکسته است، شاید از دنیا و ادم ها بیزار شدم، حسی که می دانم خیلی ها ان را می فهمند. مخصوصا در این شرایط. به شغلم فکر میکنم، به آینده ای که در سر داشتم و به احتمال از بین رفتنش که لحظه به لحظه بیشتر میشود. تنها چیزی که در سرم حس می کنم عصبانیت است، خشم، بیزاری از این وضعیت، از این ادم ها یا شاید باید بهتر بگویم از این ادم نما ها، که از ما بهتر تر هستند یا شاید آدم تر</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 11:34:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/259</guid>
</item>
<item>
<title>هیچ</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/258</link>
<description>بیدارر میشوم، ساعت مثل همیشه 10 هست از وقتی همه چیز تغییر کرده زندگی من هم با ان تغییر کرده است. جنگ، اعتراضات، جنگی دیگر و حالا این جاییم. در این ورطه ستمگران. نمی خواهم سیاسی صحبت کنم، گوشمان پر است. باز به سوی خود روی بر می گردانم. تفکراتم، امیالم و فکری که هر روز دارم را پایش می کنم، به جز پوچی محض چیزی در آن نمی بینم. گویی مغاک چشم در چشمان من دوخته است. چرا در این چند روز چیزی از زندگی نمی بینم؟ حتی وقتی بعد از مدت زمان بسیاری به این جا رسیده ام.</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 13:55:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/258</guid>
</item>
<item>
<title>آدم پوچ</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/257</link>
<description>فکر می کنم. فکر می کنم که زندگی ام به کجا رسیده است و من هیچ ایده ای ندارم. فکر می کنم. سیگار بیشتر می کشم که خوب نیست. خودم هم این را می دانم. هنوز هم درگیر پورن و هر کثافتی که بگویی هستم. راه فراری برای ان فعالا نمی بینم. توی این وضعیت بی اینترنتی کشور بیایی و این خرج مهم به باد بدهی خوب است. حالا هم اینجا آمده ام و خودم را ملالت می کنم. مثل همیشه بعد از انجام کار اشتباه به این فکر می افتم. ذهن می گویند : &quot; تقصیر جنگ بینداز.</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 19:26:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/257</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/256</link>
<description>آمار روز ها هم از دست داده ام از بس که همه چیز مثل هم شده است، به درد و هرج و مرج عادت کرده ام یا شاید فکر می کنم که عادت کرده ام. همه چیز یکنواخت هست اما نه از نوع خوبش. شاید این چیزی که می بینم و حس می کنم به چشم شروع یک فاجعه باشد. اما خب چه کسی می تواند آینده را ببیند. تنها ام. راه حلی برایش نیست. خسته ام، روحی و ذهنی و ان هم راه حلی برایش نیست. در بازی سیاست مداران گیر کرده ایم و راه نجاتی نیست.</description>
<pubDate>Mon, 06 Apr 2026 12:30:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/256</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/255</link>
<description>حال خراب، مثل همین چند هفته ای که درگیرش بوده ایم. نمی دونم این کابوس کی به پایان میرسه</description>
<pubDate>Sat, 04 Apr 2026 17:14:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/255</guid>
</item>
<item>
<title>مثل خودم</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/254</link>
<description>میلی جدیدی پیدا کرده ام در این چند روزه یا شاید چند هفته یا شاید این سال... از کاری به کار دیگر از میلی به میلی دیگر از زندگی به زندگی دیگر... همه اش باطل. سعی دارم که سیگاری نشوم اما سخت است. اگر سیگاری شده باشید منظورم را می فهمید. سعی دارم که سالم زندگی کنم اما خب واقعیت این هست که نمی توانم. من مثل بسیاری نیستم که از این موقیعت استفاده می کنند و کار و حرفه جدید یاد می گیرند. یا سفر می روند و یا چیز های جدید تجربه می کنند.</description>
<pubDate>Tue, 17 Mar 2026 20:00:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/254</guid>
</item>
<item>
<title>no body cares </title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/253</link>
<description>I just fill sad. most ot the time. نمی دونم به خاطر شرایط هست به خاطر خودم هست ؟ به خاطر این مغز معیوب من است که این قدر فکر های عجیب غریب می کنم. فکر هایی که حتی فکر کردن بهشان من را ازار میدهند. اما خب در هر صورت این فکر ها وجود دارند و راه فراری از آن ها نیست. - چی توی سرت می گذرد؟ روی کاغذ بیاورشان. - خب خیلی چیز ها هست. چیز هایی که سخت است به ان ها اقرار کنم اما خب « من فکر می کنم که هیچ وقت کافی نیستم » به این فکر می کنم که چرا یک سری از رفتار ها را</description>
<pubDate>Sat, 14 Mar 2026 20:13:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/253</guid>
</item>
<item>
<title>مزخرف</title>
<link>https://gloomyplaylist.blogfa.com/post/252</link>
<description>یک درجه زیر صفر. همه چیز متلاطم هست در این روز هایی که دیگر خودم را نیز نمی شناسم هیچ نمی دانم. همه چیز در حال تغییر است. لحظه ای جنگ و برای لحظه ای جنگ رو به پایان است اما بعد می بینی صدای انفجار هست که گوشت را نوازش می کند. بعد می مانی و یک فکر یک تفکر یک دلشوره مریض در درونت که باعث می شود زمین و زمان را به هم بزنی. البته در افکارت. تو اگر قدرت داشتی می توانستی این کثافت خانه را تغییر دهی یا شاید خودت را از ان دور کنی.</description>
<pubDate>Tue, 10 Mar 2026 20:06:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>gloomyplaylist</dc:creator>
<guid>gloomyplaylist.blogfa.com/post/252</guid>
</item>
</channel>
</rss>
